محمد على آزاد كشميرى
441
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
مىفرمود و در مسجد هم موعظه مىفرمود و ذكر مصائب مىنمود . اين فقير هم غالبا به مجلس عزا حاضر مىشدم و همان زمان كه در كربلا بودم باز در ايام عزا به خانهء او مىرفتم و بااينكه آزار رعشه داشت و سخن او را درست نمىشد فهميد مع ذلك بىاندازه گريه مىداد . و از جملهء چيزهايى كه بالاى منبر مشافهة از او شنيدم اينكه مىفرمود كه من پيغمبر خدا را در خواب ديدم و به آن حضرت عرض كردم كه در اخبار مقاتل ديدهايم كه حضرت سيد الشهداء - عليه آلاف التحية و الثناء - در زمان شهادت دو دفعه غش كرده بود ، آيا اين صحيح است يا نه ؟ آن حضرت فرمود كه : بلى ! اى آخوند ! فرزندم حسين در زمان شهادت چهار دفعه غش نموده » . نيز صاحب قصص آورده : « روزى از ايام محرم در خانهء استاد آقا سيد ابراهيم - عليه الرحمة - مجلس بر پا بود . به آن مجلس حاضر شدم . آخوند ملا حسن نيز بلافاصله آمد و پهلوى استاد نشست . استاد زياده احترام او نمود . پس ذاكرى قصهء آمدن شير را بر سر اجساد شهدا بيان كرد و اينكه آن شير ، امير المؤمنين بود كه به هيئت اسد به قتلگاه حاضر شد . چون ذاكر از منبر به زير آمد آخوند ملا حسن او را پيش خود طلبيد . ذاكر دست آخوند را بوسيد . آخوند به آن ذاكر فرمود كه اين چيزى را كه در بالاى منبر خواندى كه آن شير ، امير المؤمنين بود دروغ است و امير المؤمنين به صورت شير در نمىآيد و بعد از اينچنين چيزى را بالاى منبر ذكر مكن و از گفتهء امروز هم توبه كن . آن ذاكر ، صيغهء توبه را جارى ساخت و سيد استاد استماع مىنمود و در اين باب هيچ تكلم ننمود » . صاحب قصص بعضى از كرامات جناب آخوند ملا حسن نقل فرموده به خوف تطويل در اينجا ثبت نشد . 72 ) ملا محمد صالح برغانى قزوينى : از تلامذهء آقا سيد محمد طباطبائى و برادر ملا محمد تقى برغانى صاحب مجالس المتقين است . مؤلف قصص العلماء آورده كه « 1 » : « حاجى ملا محمد صالح نهايت عابد و زاهد و متتبع در اخبار بلكه سلمان عصر خود بود . و در اصول ، راجل « 2 » و در فقه همان اول درجهء اجتهاد داشته و دائما مشغول كار و مطالعه و تأليف و تصنيف و تدريس بوده . از بناهاى او مدرسهاى عالى و مسجدى متعالى است . در امر معروف و نهى از منكر ، متصلب « 3 » و راسخ بود . و شهر قزوين در عهد قديم شرابخانه بود و از امر معروف او و برادرش شهيد ثالث مردمان آن شهر ، متدينتر از مردمان ديگر شهرها شدند و در ابكاء بر
--> ( 1 ) . قصص العلماء ، ص 91 . ( 2 ) . راجل - ناوارد . ( 3 ) . متصلب - سختىكننده در كار .